شنبه:در دنیای خیالی بلوط کال
یک شب که شبحی برایت فلوت می زد
به دیو کوچکم گفتم
رویاهای ما
از حصار دیوارهای ذهنمان خسته اند
و در صدد راهی برای پیمودن
به ابدیت می پیوندند
یکشنبه:مداد آبی ام در دستم
و دستمال کاغذی خیس است
دستمال کاغذی از اشکهای خودش خیس شده است
من هرگز عاشق نبوده ام
دوشنبه:در این دنیای خیالی
مترسک دست و پا شکسته ی من
با قلم در جدال است
و من ماه را می شنوم
که به درگیری مترسک و قلم
لبخند می زند
و ستاره ها سر تکان می دهند
سه شنبه:هیچ توخالی اطراف ما
ذهن من را درگیر کرده
و این خالی اگرچه پر
و این پر اگرچه خالی
چه سود اما
ما به گندابها روی آورده ایم
چهارشنبه:کلاغها دیگر پنیر نمی دزدند
و روباه ها دیگر در کمین کلاغها نیستند
اما دیو ها هنوز
توده ی سیاهی را در ذهن آدمی
خلق می کنند
پنج شنبه:آسمان را یک نفر گاز زده
و تف کرده
و ابر ها را پدید آورده
آسمان تلخ است
و زمین بوی گندیدگی می دهد
زمین شاید سیبی است
که از دست افلاکیان افتاده است
و در فضا معلق و سرگردان
به دور خود می چرخد
جمعه:گردی تو خالی ذهن من
شاید قسمت نبوده ای
قسمت شناخته نشده ای
از ذهنیت مغشوش من است
و دور شدن...
و دوار شدن...
و دایره شدن...
bY mYsElF...
یک شب که شبحی برایت فلوت می زد
به دیو کوچکم گفتم
رویاهای ما
از حصار دیوارهای ذهنمان خسته اند
و در صدد راهی برای پیمودن
به ابدیت می پیوندند
یکشنبه:مداد آبی ام در دستم
و دستمال کاغذی خیس است
دستمال کاغذی از اشکهای خودش خیس شده است
من هرگز عاشق نبوده ام
دوشنبه:در این دنیای خیالی
مترسک دست و پا شکسته ی من
با قلم در جدال است
و من ماه را می شنوم
که به درگیری مترسک و قلم
لبخند می زند
و ستاره ها سر تکان می دهند
سه شنبه:هیچ توخالی اطراف ما
ذهن من را درگیر کرده
و این خالی اگرچه پر
و این پر اگرچه خالی
چه سود اما
ما به گندابها روی آورده ایم
چهارشنبه:کلاغها دیگر پنیر نمی دزدند
و روباه ها دیگر در کمین کلاغها نیستند
اما دیو ها هنوز
توده ی سیاهی را در ذهن آدمی
خلق می کنند
پنج شنبه:آسمان را یک نفر گاز زده
و تف کرده
و ابر ها را پدید آورده
آسمان تلخ است
و زمین بوی گندیدگی می دهد
زمین شاید سیبی است
که از دست افلاکیان افتاده است
و در فضا معلق و سرگردان
به دور خود می چرخد
جمعه:گردی تو خالی ذهن من
شاید قسمت نبوده ای
قسمت شناخته نشده ای
از ذهنیت مغشوش من است
و دور شدن...
و دوار شدن...
و دایره شدن...
bY mYsElF...


